تبليغاتX
شاهراه باریک: زمان
سلام،

همین الان از توی فکر اومدم بیرون و گفتم نتایج را اینجا منعکس کنم!!

اول باید با یک تعریف از خود شروع کنم! راستش من همیشه میگم که این مخ من، البته طبقه پایینش! قابلیت timesharing و multitasking داره! یعنی اینکه می تونم در یک زمان به چند چیز فکر کنم و چند کار انجام بدم! مثلا تلفن حرف بزنم، فیلمم نگاه کنم، مشقامم بنویسم، تازه برنامه فردامم بریزم!!!

حالا غرض از این تعریفا چی بود؟؟؟ راستش یه مدتی هست که احساس می کنم بعضیا دایه مهربونتر از مادر شدن!! البته اشکالی نداره که آدم یه چیزایی براش مهم باشه اما این دلیل نمیشه که به هر دلیلی بقیه را خراب کنه!! آره درسته من وقت ندارم، من کارم زیاده، مسئولیت های زیادی چه در کار، چه در خونه و چه در دانشگاه روی دوشم هست و می دونم که نمی تونم همه را به خوبی انجام بدم! اما همین زمانی که یک شاهران باریک هست قابلیت این را داره که در وقتش آنقدر باریک بشه که ثانیه ها هم به کندی بگذره و یا برعکس! الغرض، اومدم بگم من مثل همیشه قبراق تر از بقیه هستم، و مثل همیشه نمی ذارم کس دیگه ای نقشه هام و خراب کنه، اگرم می بینین که رفتارم عوض شده اینم یک استراتژی و نقشه جدیده که البته همش به زمان بستگی داره!

چرت پرت زیادی گفتم، شایدم صبح قرصامو نشُسته خوردم!!

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 22:26 |
Time
 

 

Was TIME born with all the sky?
     Can TIME suffer and also die?
             Is TIME flat? Or is TIME round?
                   Where is TIME? Can TIME be found?
Is TIME there with each beat of the heart?
         Was TIME there from the very start?
                   Must TIME go to that being made?
                            Does TIME show by that being fade?
Can TIME give and also take?
         Must TIME be for that to make?
                  Is all manner of TIME with all matter that be?
                            Does TIME flow endlessly?
Is TIME rough? Or is TIME smooth?
         Can TIME have inflame? How does TIME soothe?
                     Is TIME bound? Or is TIME free?
                               Is TIME that what is meant to be?

Tony Sampson

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 13:20 |
خیال داشتم توی این پست یکم در مورد اسمی که گذاشتم توضیحی بدم اما خب حادثه که خبر نمی کنه! یک انفجار باعث شد که دیرتر بیام و موضوع عوض بشه!

بله خدمتتون عرض کنم که ۳ روز پیش وقتی می خواستم بیام و وبلاگ را آپ کنم ناگهان دود غلیظی به همراه بوی وحشتناکی از کامی جون بیچاره بلند شد و بعد از چند دقیقه "بوم!" سوخت

البته می دونم که تقصیر از خودمه و به قول مامانم سهل انگاری کردم! الان هم که در خدمتتونم قاچاقی از کامپیوتر شرکت اومدم و زودم باید مرخص بشم، در ضمن شاید به امید خدا امروز یا فردا کامی جون از بیمارستان مرخص بشه!

منتظرم باشین با کوکای تگری!!!

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 8:36 |
مدتی بود می خواستم یه سروسامونی به اینجا بدم، و دربه در دنبال یک اسم مناسب بودم، هر کتاب، و نوشته ای که می دیدم بررسی میکردم اما کلمه مناسب رو نمی تونستم پیدا کنم، تا اینکه امروز یکی از بروبکس این آف را برام گذاشته بود:

گذشت زمان بر آن ها که منتظر مي مانند بسيار کند، بر آن ها که مي هراسند بسيار تند، بر آن ها که زانوي غم بغل مي گيرند بسيار طولاني، بر آن ها که به سرخوشي مي گذرانند بسيار کوتاه، " اما براي آن ها که عشق مي ورزند زمان را آغاز و پاياني نيست. " (ويليام شکسپير )

خیلی به دلم نشست و سریع این جرقه به ذهنم زد: شاهراه باریک: زمان

دوست دارم نظرتونو در بارش بدونم، و اگر بنظرتون مشکلی داره بگین که اصلاح کنم. در ضمن اگر تونستین لینک من هم هرجا هست تغییر نام بدین.

بی نهایت ممنون و متشکر

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 20:38 |
شرط عاشق نیست با یک دل دو دل برداشتن

                     یا ز جانان یا ز جان بایست دل برداشتن

                       

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 20:48 |
خدایا ازت متشکرم ... نمی دونی چقدر امروز خوشحالم ... شاید بشه گفت تمام این مدت افسردگی و اعصاب خوردی را به یه لحظه ازم دور کردی ... خدایا می دونستم تو همیشه بهترین راه رو بهم نشون میدی اما فکر نمیکردم راه اول اینطور و به این سرعت بهم جواب بده ...

واقعا نمی دونم با چه زبونی تشکر کنم خدا جون ... فقط یک چیزه دیگه هم مونده که باید بگم:

موفق باشی ...

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 21:51 |
 

راه اول را انتخاب می کنم ...

 

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در یکشنبه یکم مرداد 1385 و ساعت 18:50 |