تبليغاتX
شاهراه باریک: زمان
عجب این زمان تند میگذره!! تا چشم به هم میذاری یک هفته میگذره! امروز فقط یه سر زدم به وبلاگ ببینم کسی کامنت جدید گذاشته یا نه که دیدم به! ۵ روز از آپم گذشته ... ببینم کسی راهی بلد نیست که این زمان را حداقل کندش کنیم اگه نمیشه متوقفش کرد؟؟؟

 

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:3 |
سلام به شما. همین شمایی که الان جلوی کامپیوتر نشستی و داری با بی حوصلگی تمام وبلاگ منو چک می کنی که ببینی هنوزم مثل چند روز پیش بی سرو صداست یا زندگی توش جریان داره! همین شمایی که داری با موبایل ایرانسلت اینجا رو چک می کنی و هی زیر لب تکرار می کنی "از کی تاحالا؟؟"

نه شلوغ نمی کنم ... فقط چون یک مدت بسیار کوتاهی! آپ نکرده بودم گفتم رادیویی شروع کنم ... خلاصه همینقدر بگم همه چیز امن و امان است و بر وفق مراد. دو سه روزی میشه که امتحانای میان ترم شروع شده و منم که مرد کار و تلاش! از صبح علی الطلوع میرم سر کار تا بوق سگ که از دانشگاه بر می گردم ... البته اینجور زندگی که آدم فقط شب برای شام و خواب خونه باشه خیلی سخته و نمی ذاره آدم حتی به بازی کردنش برسه!!! ولی در عین حال یه احساس غروری به آدم دست میده که با خودت می گی "بابا مرد زندگی!!"

+ نوشته شده توسط حرارت زندگی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:1 |